![]() |
![]() |
|
| ____________________کارگر، دانشجو ... اتحاد، اتحاد_____________________ |
|
در آستانه روز هم بستگی با کارگران نیشکر هفت تپه قرار داریم که مبارزات آنها ، در بین چراکه علاوه بر پیگیری مبارزات خود بر سرپرداخت دستمزد های معوّق و رسمی نمودن کارگران قراردادی و پیمانی که مستقیماً با اقتصاد و معیشت آنها و خانواده هایشان مرتبط است، هم زمان خواستار لغو پرونده سازی علیه فعّالین و رهبران كارگری و تحت پیگرد قرار دادن آنان هستند ، و از آن مهم تر به طور جدی و پیگیر ، بر خواست استراتژیک تشکل مستقل توده ای_طبقاتی خود پای می فشارند، که اگرچه بی واسطه به بهبود وضعیت معیشتی کارگران نمی انجامد، اما در شرایطی که سرمایه به سرکوبگرانه ترین شکل خود بر کارمزدی حاکمیت دارد، تورّم و گرانی به طرزی وحشیانه اقشار زحمتکش و تحت ستم را زیر فشارهای طاقت فرسا قرار داده ، و اکنون با روند خصوصی سازی صنایع و واحد های تولیدی، بی حقوقی و نا امنی معیشتی کارگران عمیقا تشدید شده و خواهد شد، تشکّل های مستقل کارگری، ابزاریست در دست کارگران، تا با کمک آن، مبارزات اقتصادی هر روزه خود را بی وقفه پی بگیرند، و بتوانند با بهره گیری از آن، رسالت تاریخی خود را در روند مبارزات طبقاتی جاری، به انجام رسانند. کارگران ، پیشرو تحرّکات و مبارزات عمیقی هستند که در بطن جامعه جاریست و با جدّیت و اراده خود ، در پیشبرد اعتراضات اجتماعی، این امید را در دل تمام نیروهای معترض و مبارز اجتماعی می پرورانند ، که سرانجام مبارزه متّحدانه و متشکّل کارگران و همه جنبش های اجتماعی، نظیر دانشجویان ، زنان، معلّمان و...که بر محوریت مبارزات طبقه کارگر باوردارند، پیروزی است. ما دانشجویان سوسیالیست دانشگاه های سراسر کشور نیز، ضمن اعلام هم بستگی با کارگران نیشکر هفت تپه، و حمایت بی قید و شرط از تمامی خواست های آنان، بار دیگر بر ضرورت اتّحاد استراتژیک جنبش دانشجویی با جنبش کارگری تاکید می کنیم و همگان را به هر گونه حمایت از مبارزه این کارگران و تمامی مبارزات کارگری موجود و زین پس، فرا می خوانیم. زنده باد هم بستگی طبقاتی کارگران! زنده باد سوسیالیسم! 23خرداد 1387 |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و سوم خرداد 1387ساعت 21:22 توسط mahan |
|
|
کارگران نيشکر هفت تپه در ادامه اعتراضاتشان براي رسیدن به خواسته هایشان روز شنبه 28 اردیبهشت ماه به همراه خانواده هاي خود در مقابل فرمانداری شوش دست به تجمع زدند. کارگران نیشکر هفت تپه در سیزدهمین روز اعتصاب خود ابتدا در مقابل فرمانداری تجمع کردند و ساعاتی بعد از فرمانداری به سمت مرگز شهر و بازار راهپیمائی کردند در طی مسیر راهپیمائی جوانان و بازاریان و سایر اقشار جامعه به صفوف کارگران پیوستند بازریان شهر بطور کامل مغازه های خود را بستند و به حمایت از کارگران برخواستند. بنا به برخی گزارشات در راهپیمایی امروز که بزرگترین راهپیمایی اعتراضی است که تابحال در این شهر صورت گرفته جمعیتی نزدیک به 10000 نفر شرکت داشتند. ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387ساعت 20:17 توسط mahan |
|
درباره اعتصابو.ا.لنین به چه دليلی توليد کارخانههای عمده هميشه منجر به اعتصاب ميشود؟ به اين دليل که سرمايهداری ناچار بايد به مبارزه کارگران بر عليه کارفرمايان منجر شود و وقتی توليد به صورت عمده است اين مبارزه ناچار صورت اعتصاب بخود ميگيرد. اين را توضيح ميدهيم. ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1387ساعت 23:7 توسط mahan |
|
|
" امروز روز اول ماه مه عید رنجبران جهان است. امروز روزی است که رنجبران قدرت تشکیلاتی و اراده دفاع از حقوق و منافع طبقاتی خود را ظاهر می سازند. امروز در سراسر جهان، رنجبران کار را ترک می گویند و روز کار را جشن می گیرند. ..شعار انقلابی و سرود های بین المللی رنجبران تمام جهان را به تکان در می آورد... " هشتاد سال پیش در اول ماه مه ۱۳۰۷، حزب کمونیست وقت ایران در اعلامیه ای از کارگران و رنجبران ایران خواست که به مبارزه ی جهانی کارگران جهت احقاق حقوق خود بپيوندند . پس از گذشت اين هشتاد سال و وقوع رويدادها و تحولات اساسي در جامعه ايران ، زنجيره مبارزات افتخارآميز و درخشان جنبش کارگري در ايران با نيرويي بسي افزونتر ، صفوفي در هم فشرده تر و خود آگاهي اي به مراتب صيغل يافته تر کماکان ادامه دارد . امروزه به يمن مبارزات جنبش کارگري در ساليان اخير و به طور ويژه فعالين کارگري شهر سقز از سال 1383 ، در خواست برگزاري مراسم غير دولتي و مستقل روز جهاني کارگر به خواسته اي تثبيت شده در اين جنبش بدل گشته است . کارگران در ايران در هرکجا که امکانش را بيابند راسا به اجراي حکم جهاني طبقه کارگر در مورد روز اول ماه مه يعني تعيين شدن آن به عنوان " روز کارگر " ، تعطيلي اين روز و آزادي کارگران در انتخاب نوع برگزاري مراسم اين روز بر اساس تشخيص خود اقدام مي نمايند . برگزاري مراسم روز اول ماه مه بي ترديد لحظه اي در روند مبارزات بي وقفه طبقه کارگر است اما تاريخي که در پشت اين مناسبت جريان دارد و با خون و افتخار در هم آميخته است و جنبه و جايگاه نمادين اين روز ، به آن ارزشي ويژه و منحصر به فرد بخشيده است . " رزاي سرخ " در اين باره چه گويا و شفاف توضيح مي دهد : " در حقيقت، چه می توانست به کارگران شهامت و ايمان بيشتری در قدرت خودشان بدهد تا يک توقف کار توده ای که آنها خودشان آنرا انتخاب کرده باشند؟ چه می توانست شهامت بيشتری به بردگان ابدی کارخانه ها و کارگاه ها بدهد تا فراخواندن گردانهای خودشان؟ پس ايده جشن پرولتاری بسرعت پذيرفته شد، و از استراليا، آغاز به گسترش در ديگر کشورها کرده تا سرانجام تمام جهان پرولتاری را فتح کرد... جشن گرفتن روز اول [ماه] مه بسادگی يک بار کافی بود، تا اينکه هر کس بفهمد و حس کند که روز اول [ماه] مه بايد يک نهاد سالانه و پيگير باشد... اولين [خواست اول ماه] مه پذيرش هشت ساعت در روز مطالبه کرد. ولی حتی پس از رسيدن به اين هدف، روز [اول ماه] مه از بين نخواهد رفت. تا زمانيکه مبارزه کارگر بر ضد بورژوازی و طبقه حاکم ادامه دارد، تا زمانيکه همه مطالبات پذيرفته نشده اند، روز [اول ماه] مه نموده سالانه اين مطالبات خواهد بود. و وقتي که روزهای بهتری سر زنند، وقتيکه طبقه کارگر جهان رستگاريش را بدست آورد- آنگاه هم بشريت احتمالاً روز [اول ماه] مه را به افتخار مبارزات تلخ و رنجهای بسيار گذشته جشن خواهد گرفت... " ( " منشاء روز اول ماه مه چه هستند ؟ " ، رزا لوکزامبورگ ) ما در اين بيانيه ابتدا مي کوشيم تا به اين سوال و دغدغه بپردازيم که چرا اول ماه مه تنها عيد جهاني " کارگران " ( در معناي يک صنف و قشر خاص اجتماعي ) و سوسياليستها نيست و عيد تمام انسانهاي آزادي خواه و برابري طلب راستين و همه انقلابيون و تحول خواهان هم هست و اينکه چرا هر فعال سياسي و روشنفکري که مثلا با مبارزات جنبش دانشجويي سروکار دارد و پيشروي و تعقيب پيگيرانه و بي تخفيف مطالبات دموکراتيک اين جنبش را امر و نقطه عزيمت و وجه همت خود قرار داده ، مي تواند اول ماه مه را جشن خود بداند و در آن سهيم گردد ؟ و نيز اين سوالات که آيا اين مساله تنها مي تواند ناشي از انگيزه هاي ذهني اي مانند همراهي و همدردي با محرومين جامعه و يا ترجيح ايدئولوژيک و يا پيروي از رنگ و بوي هميشه " چپ " جنبش دانشجويي و يا توجه به کارگران و استعداد و انگيزه بيشتر کارگران براي اعتراض به وضع موجود به دليل جايگاه فرودست آنان در سطح جامعه و ... باشد و يا مبناي عيني دارد و بايد به عنوان مقوله اي استراتژيک از سوي فعالين راديکال جنيش دانشجويي ( و ساير جنبشهاي دموکراتيک ) و روشنفکران انقلابي مورد توجه قرار گيرد ؟ ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه دوازدهم اردیبهشت 1387ساعت 20:22 توسط mahan |
|
|
هاید پارک- لندن، می 1890
النور مارکس
ما به اینجا نیامدهایم تا کار احزاب سیاسی را انجام دهیم، بلکه آمدهایم تا از امر کارگر، به شیوهی خودش دفاع کنیم و خواهان تحقق حقوقش گردیم. من زمانی را بیاد میآورم که به همین هاید پارک آمدیم و خواهان تصویب لایحهی 8 ساعت کار شدیم. در آن زمان ما باندازهی انگشتان دست بودیم. آن تعداد به صدها و بعدا به هزارها رسید. امروز به این تظاهرات با شکوه و جمعیتمان نگاه کنید که پارک را پر کرده است. ما محکم روی پاهایمان ایستادهایم تا با یک تظاهرات دیگر روبرو شویم، اما من خوشحالم که میبینم تودههای عظیمی از مردم در طرف ما هستند. آن کسانی از ما، که با همهی نگرانیهای ناشی از اعتصاب باراندازان(1)، و بویژه اعتصاب کارگران گاز، شریک شدیم و مردان، زنان و کودکانی را پیرامون خود دیدیم که از اعتصاب به تنگ آمده بودند، مصمم هستیم تا هشت کار بدست آمده را به صورت قانون درآورده و تضمینش کنیم.(2) یا ما این کار را میکنیم و یا (کارفرمایان) در اولین فرصت آنرا پس میگیرند. در چنین روز با شکوهی ما میتوانیم این امر را متحقق کنیم، در غیر اینصورت، باید تنها خود را ملامت کنیم. این بعدازظهر در این پارک مایکل داویت(3) در میان ماست که روزگاری توسط گلادستون(4) به زندان افکنده شد. اما در حال حاضر گلادستون با مایکل میانهئی عالی دارد. به نظر شما چه چیزی باعث این تغییر شده است؟ چرا حزب لیبرال ناگهان تغییر آئین داده و طرفدار دادن قدرت به ایالات شده است؟ خیلی ساده به این دلیل که ایرلندیها 80 نماینده به مجلس عوام فرستادند تا از محافظهکاران دفاع کنند. به همین شکل ما باید دم آن نمایندگان لیبرال و رادیکالی بگیریم و بیرون بیاندازیم، اگر با برنامهی ما مخالفت کنند.
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
شنبه هفتم اردیبهشت 1387ساعت 2:0 توسط دانشجویان سوسیالیست د... باهنر شیراز |
|
|
بیانیه دانشجویان سوسیالیست پیرامون وضعیت محمود صالحی نام محمود صالحی در چند سال اخیر به کانون و محل تقاطع مسایل متعددی بدل گشته است و همین او را به محمود صالحی و کارگران سقز در سال 1383 کوشیدند حکم جهانی طبقه کارگر در مورد اول ماه مه را در خیابانهای شهر محقق کنند. روند رو به پیش جنبش کارگری ایران از همان روز آغاز شده و ادامه دارد و باعث ایجاد فضایی برای رشد قطب چپ و سوسیالیستی در جنبشهای اجتماعی دیگر از جمله جنبش دانشجویی گشته است . همین پیشروی ، حتی جریاناتی را که تحت تاثیر دوران رونق اصلاحات حکومتی در ایران و تحت عنوان " کمونیسم " و " کارگر " چشم امید به جریانات دیگر غیر از طبقه کارگر بسته بودند و نوعی رادیکالیسم ماورا طبقاتی و غیر کارگری را پایه فعالیت خود قرار داده و به جناح میلیتانت اپوزیسیون مدرنیست و سکولار ایران بدل شده بودند را نیز به حاشیه راند . ما به عنوان دانشجویان سوسیالیست در جهت نمایندگی افق و سیاست پرولتری در جنبش دانشجویی و فرارویاندن این جنبش به جنبشی ضد کاپیتالیستی و متحد استراتژیک طبقه کارگر می کوشیم . ما تلاش می کنیم تا سیمای محمود صالحی و محمود صالحی های دیگر بمثابه معماران حقیقی و فروتن جامعه ای آزاد و برابر ، مبارزینی از تبار کمونارهای پاریس و کارگران بلشویک ، به جای تمثال خاتمی ها و شریعتی ها و اکبر گنجی ها و عبدالکریم سروش ها و بازرگانها و مصدقها و سحابی ها بر دیهیم جنبش دانشجویی نقش بندد . در مرحله کنونی و در ادامه روندی که آغاز شده است جنبش کارگری نیازمند سلاح اصلی خود ، نیروی منسجم و یکپارچه خود و تشکلهای توده ای و طبقاتی خود در سطح سراسری است که به اعتقاد ما کلید اصلی پیشبرد و تحقق مطالبات دموکراتیک در سطح جامعه و جنبشهای اجتماعی نیز هست . در این مسیر پرپیچ و خم و طولانی ما پیش از هر چیز به حضور و سلامت فیزیکی رفیق محمود و رفقایی مانند او نیاز داریم . اکنون بیش از هشت ماه از زندانی شدن محمود صالحی می گذرد . فشار زندان باعث وخامت جسمانی شدید محمود شده است . او علاوه بر نارسایی کلیه از مشکل قلبی که از نتایج مستقیم زندان است نیز رنج می برد . محمود صالحی با پایان یافتن دوران محکومیتش قرار بود در چهارم فروردین ماه امسال از زندان آزاد گردد اما مسئولان قضایی و نهادهای امنیتی با پرونده سازی از آزادی وی جلوگیری کرده اند و به بهانه هایی نظیر صدور بیانیه توسط محمود صالحی در حمایت از دانشجویان چپ ، برای او مجددا قرار بازداشت صادر نموده اند . محمود صالحی نیز در اعتراض به این اقدام اقدام به اعتصاب خشک کرده و قصد دارد تا دریافت حکم آزادی خویش به این اعتصاب ادامه دهد . ما هم صدا و هم گام با رفقایمان در " شورای همکاری تشکلها و فعالین کارگری " اعتراض خود را به تصمیم مسئولین قضایی اعلام کرده و خواهان آزادی فوری و بدون قید و شرط محمود صالحی می باشیم و ضمن آنکه مسئولیت هرگونه آسیب احتمالی بر این فعال و رهبر کارگری را متوجه حکومت و نهادهای قضایی و امنیتی آن می دانیم ، از رفیق محمود تقاضا می کنیم به خاطر حفظ سلامت خویش از اعتصاب غذا دست بکشد . ما مسیر پر پیچ و خم و دشواری پیش رو داریم و در این مسیر به حضور ، فعالیت ، مبارزه و رهبری محمود صالحی احتیاج مبرم هست . تاریخ معاصر ایران کوله باری از مسایل بغایت دشوار بر دوش طبقه کارگر نهاده است . شاید طبقه کارگر در زیر بار این مبارزه مانند پیکر محمود صالحی خرد و مجروح شود اما اگر نمی تواند از این رویارویی دست بکشد چون در این صورت طبقه اش متلاشی می شود و همه کشور به مغاک بربریت سقوط می کند . دانشجویان سوسیالیست دانشگاههای ایران 4 فروردین 1387 |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه چهارم فروردین 1387ساعت 22:34 توسط دانشجویان سوسیالیست د... باهنر شیراز |
|
|
مقامات زندان موارد جديدي براي پرونده سازي عليه محمود صالحی مطرح كرده اند. آنان دو مورد اعتراض به: كيفيت و كميت غذا و امتناع زندانيان از خوردن غذا و يك مورد اعتراض زندانيان نظافتچي ، كه در زندان به آنان شهردار گفته مي شوند، و منجر به افزايش دستمزد هفتگي آنان شد را دست مايه پرونده سازي براي اين فعال كارگري قرار داده اند. اين در حالي است كه پنج روز از اعتصاب غذاي خشك محمود صالحی درزندان دراعتراض به صدور قرار بازداشت موقت براي او از سوي شعبه چهارم بازپرسي دادگستري سنندج مي گذرد. ما اعضاي كميته دفاع از محمود صالحي ضمن محكوم كردن اين پرونده سازي هاي جديد و مكرر عليه محمود صالحی، از همه مردم آزاديخواه، تشكل ها ي كارگري و مدني و سازمانهاي مدافع حقوق بشر مي خواهيم تا نسبت به اين پرونده سازي ها اعتراض نمايند و اعلام مي داريم در صورت آزاد نشدن محمود در روز 4/1/1387، تجمعی اعتراض آميز را برگزار خواهيم كرد. زمان و مكان اين تجمع "متعاقبا" اعلام مي گردد. اتحاد و پشتيباني شما ضامن پيروزي ماست. کمیته دفاع از محمود صالحی 2 فروردین 1387 |
|
+ نوشته شده در
جمعه دوم فروردین 1387ساعت 20:19 توسط دانشجویان سوسیالیست د... باهنر شیراز |
|
|
موضوع: درخواست اقدام فورى براى نجات جان محمود صالحى خانم ایرین خان عزیز؛ همانطور که اطلاع دارید محمود صالحی یکی از فعالین کارگری ایران و نماینده کارگران خباز در شهر سقز که در جریان برگزاری ١ مه سال ۲٠٠۴ دستگیر و نهایتا در سال ۲٠٠٧حکم زندان وی قطعی شد، سه روز دیگر در تاریخ ۴/۱/۱۳۸۷ دوران محکومیت یک سالهاش به پایان میرسد. اما روز دوشنبه ۲۷/۱۲/۱۳۸۶ محمود صالحي را از زندان به بازپرسي شعبه ۴ دادگستري سنندج احضار كردند. بعد از ساعتها انتظار، محمود را به جرم ارتباط با خارج از زندان و انتشار پيام هاي حمايت آميز مانند، "پيام به برگزار كنندگان اعتصاب غذاي ۲۷ تير" و "اعلام پشتيباني و حمايت از مبارزات دانشجويان آزاديخواه و برابري طلب"، براي ايشان قرار بازداشت موقت صادر كردند. محمود به محض صدور اين قرار بازداشت غير قانوني و در اعتراض به پایمال شدن حقوق خود, از روز دوشنبه مورخ ۲۷/۱۲/۱۳۸۶ دست به اعتصاب غذای خشک زده است. وی همچنین داروهای تجویز شده را مصرف نکرده و اعلام کرده است که تا آزاديش از زندان اعتصاب غذاي خشك را ادامه خواهد داد. طبق آخری خبر، فشار خون وی ماکزیمم ۱۶ و مینیمم ۱۲ است که در صورت یکنواخت شدن ماکزیمم و مینیمم فشار خون، تنها کلیه باقی ماندهاش به کلی از کار خواهد افتاد و زندگی او در خطر جدی قرار دارد. ما اعضای کمیته دفاع از محمود صالحی، كه در ايران فعال هستيم، خواستاریم که از طرف سازمان مربوطه، پزشکان بدون مرز و اتحادیههای کارگری و نهادهای دفاع از حقوق بشر، در راستای آزادی فورى محمود صالحی و همچنین فراهم کردن امکانات پزشکی مناسب جهت درمان اساسی ، مقامات ذی ربط در ایران را وادار به این امر کرده تا ضمن فراهم آوردن شرایط آزادی وی در جهت مداوای سریع ایشان اقدامات لازم را انجام دهند و بی شک ما به مثابه اعضای کمیته دفاع از محمود صالحی مقامات دولت ایران را مسئول جان محمود دانسته و هر پیش آمدی ر ا باید جواب گو باشند. با احترام کمیته دفاع از محمود صالحی ۱ فروردین ۱۳۸۷ برابر با ٢٠ مارس ٢٠٠٨ رونوشت: کنفدراسیون بینالمللی اتحادیههای کارگری پزشکان بدون مرز فدراسیون جهانی کارگران حمل و نقل سازمانها و نهادهای كارگرى و حقوق بشر
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه یکم فروردین 1387ساعت 21:30 توسط دانشجویان سوسیالیست د... باهنر شیراز |
|
|
امروز دوشنبه 27/12/1386 محمود صالحي را از زندان به بازپرسي شعبه 4 دادگستري سنندج احضار اين درحالي است كه 4/1/1387 مدت يك سال بازداشت وي پايان مي يابد و خانواده و همه دوستانش در انتظار رهايي وي از زندان بودند. محمود به محض صدور اين قرار بازداشت غير قانوني ، در اعتراض به آن و همه تلاشهاي حاكمان جهت در زندان نگهداشتن وي ، اعلام كرد تا آزاديش از زندان دست به اعتصاب غذاي خشك خواهد زد. كارگران و دوستداران آزادي ؛ محمود را يك سال به جرم برگزاري روز جهاني كارگر به بند كشاندند و علي رغم شدت وخامت وضعيت جسمانيش ، خللي در اراده و عزم وي در پيكار عليه نابرابري و ستم ايجاد نكرد . محمود نيز يكي از فرزندان راه رهايي طبقه كارگر و زحمتكش جامعه است . ما ضمن محكوم كردن اين حكم غير قانوني ، خواهان آزادي بي قيد و شرط محمود صالحي درپايان مدت اسارت وي ( روز 4/1/ 1387) هستيم. ما اعضاي كميته دفاع از محمود صالحي اعلام مي كنيم در صورت عدم آزادي ايشان ، هر گونه اقدام لازم و اعتراضي را تا آزادي وي در دستور كار خواهيم گذاشت.
کمیته دفاع از محمود صالحی 27/12/1387 kdms50@yahoo.comwww.kdmahmodsalehi.blogfa.com |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و نهم اسفند 1386ساعت 18:21 توسط دانشجویان سوسیالیست د... باهنر شیراز |
|
|
امين قضايى (نشریه نسل سوم) پست مدرنيته ، بحران چشم اندازهاي شناسنده بورژاي است. شناسنده بورژوازي به سبب موقعيت طبقاتي اش ، جهان را توصيف مي كند تا بدين طريق پيش انگاره هاي خود را بر جهان تحميل نمايد. موقعيت شناسنده بورژوازي هميشه يك موقعيت مسلط است و تنها هنگامي شناخت خود را حاصل مي كند كه بر موضوع مورد شناخت تسلط يابد. از اين رو شناسنده بورژوازي هميشه به نوعي بر تسلط موقعيت چشم انداز گونه خود متكي است : شناسنده الهي به عنوان چشم انداز برتر جهان كه بر همه چيز و همه كس تسلط دارد جاي خود را به انسان محوري و شناسنده بورژوازي مي دهد كه ديگر نمي خواهد سايه خدا بر روي زمين باشد اما همچنان موقعيت چشم انداز گونه خود را براي تحميل ايدوئولوژي خود و ساخت نظام واقعيت مسلط طبقه اش حفظ مي كند. آنچه براي شناسنده بورژوازي اهميت دارد تنها حفظ موقعيت برتر سوژه اجتماعي خود براي تحميل پيش انگاره هايش است و تنها با تسلط چشم انداز خود مي تواند ايدئولوژي اش را تحميل كند و در غير اين صورت واقعيات اجتماعي و هويت طبقاتي اين شناسنده رسوا خواهد شد. هر شناسنده اي كه چشم اندازي را براي شناخت فرض بگيرد صرفاً خواهان تسلط بر موضوع شناخت است . براي مثال در دوره سرمايه داري شناسنده مسلط ، مرد سفيد پوست طبقه متوسط غربي است كه هنوز نيز در فيلم ها ديده مي شود. هدف ساخت چنين شناسنده اي نه شناخت بلكه صرفا تحميل پيش انگاره هاي نظام هايي همچون نژاد پرستي (با سفيد پوست بودن)، جنسيت گرايي (با مرد بودن)، سرمايه داري (با بورژوا بودن) و ناسيوناليسم است . شناسنده بورژوازي از آنجا كه موقعيتي مسلط براي شناخت را اشغال مي كند، تنها مي تواند به توصيف جهان بپردازد و در نتيجه چنين سوژه اي نقشي نظاره گرانه و منفعل دارد . من در اينجا به اختصار به چشم انداز هاي موقعيت شناسنده هاي برخي از فيلسوفان بورژوازي مي پردازم : ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه پنجم اسفند 1386ساعت 22:5 توسط دانشجویان سوسیالیست د... باهنر شیراز |
|
|
در تاریخ 27بهمن ماه 86 ، دادگاه تجدید نظر شهر سنندج ، برای 11 نفر از کارگران این شهر که در مراسم اول ماه مه 86 روز جهانی کارگر شرکت کرده بودند ، حکم شلاق و جریمه نقدی صادر کرد. این حکم تا کنون در مورد 3 نفر ازکارگران اجراء شده است.احکام محکومیت کارگران به جرم بر گزاری مراسم اول ماه مه در ادامه فشار هایی است که در چند ماه گذشته بر کارگران و فعالان کارگری و دیگر جنبش های اجتماعی بطور مرتب اعمال شده است. شورای همکاری تشکل ها و فعالین کارگری چنین اعمال فشارهایی را به شدت محکوم کرده و خواستار لغو فوری احکام فوق است. و همچنین از تشکل ها ی مستقل کارگری بین المللی می خواهد نسبت به احکام فوق اعتراض کرده و بدینوسیله همبستگی طبقاتی خود را با طبقه کارگر ایران مستحکم تر نمایند. شورای همکاری تشکل ها و فعالین کارگری 2/12/1386 کمیته دفاع از محمود صالحی اتحاد کمیته های کارگری کمیته پیگیری ایجاد تشکل های آزاد کارگری کمیته هماهنگی برای ایجاد تشکل کارگری انجمن حمایتی فرهنگی کارگران جمعی از فعالین کارگری |
|
+ نوشته شده در
جمعه سوم اسفند 1386ساعت 18:8 توسط دانشجویان سوسیالیست د... باهنر شیراز |
|
|
پرولتاریا، بورژوازی و انقلاب 57 بهزاد باقری در طول تاریخ ، به خصوص تاریخ جدید جهان ( از انقلاب 1789 م . فرانسه به بعد ) انقلابات متعددی که خود حاصل انکشاف تناقضات و تضادهای اجتماعی تا سر حد بحران و انفجار اجتماعی بوده اند ، به وقوع پیوسته اند . انقلاباتی که هر کدام خصلت و جهت مشخصی داشته اند و برای پاسخگویی به وظایف اجتماعی معینی بوجود آمده اند . انقلاباتی که در تحلیل نهایی از تضاد بین درجه معینی از تکامل نیروهای مولده با مناسبات تولیدی که در ظرف آن تکامل می یافتندو اکنون چون زنجیری بر دست و پای این نیروها مانع تکامل بیشتر آنها می شود ، ریشه می گیرند . تضادی پایه ای که خود به صورت انواع جدالهای سیاسی ، اجتماعی ، فکری و... در جامعه نمودار می شود و انسانها و جنبشهای اجتماعی و احزاب سیاسی آنها را به عنوان نیروی فعاله و آگاه حل این تضادها به میدان می کشاند . انقلاب اجتماعی بیش از هر چیز عرصه ی جنگ و جدال حاد میان انسانها و جنبشهای آنها برای تعیین سرنوشت جامعه و خیزش اجتماعی آنها برای نفی نظام اجتماعی کهنه و ستمگر است . تحولی که در آن به قول تروتسکی ، توده های کارکن و تحت ستم جامعه که همواره از صحنه ی تصمیم گیری های اجتماعی به دور نگاه داشته شده اند ، نمایندگان سنتی خود ( دولت ، پارلمان ، بوروکراسی و... ) را کنار می زنند و برای دخالت هر چه بیشتر در تعیین سرنوشت خویش پا به میدان می گذارند . . . اما تا به حال تمامی انقلابات پیروز نبوده اند ، بسیاری از انقلابات تنها موفق به تحقق بخشی از اهداف و آرمانهایی می گردند که حول آن به راه افتاده بودند ( انقلاب مشروطه ایران و ... ) . بسیاری از انقلابات پس از یک دوره کشمکش میان طبقات اجتماعی به شکست کشانیده می شوند و تحقق اهداف و وظایف خویش را به تحولات تاریخی بعدی – به شکل رفرم یا به شکل انقلابی – می سپارند ( کمون پاریس ، انقلاب 1918 آلمان و ... ) ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و دوم بهمن 1386ساعت 13:47 توسط دانشجویان سوسیالیست د... باهنر شیراز |
|
|
تحلیل طبقاتی ، تاریخ و رهایی
درباره بحران ماركسيسم، و حتی مرگ آن، هم در مطبوعات عمومی و هم در رسانههای تحقيقی سخنان زيادی میشنويم. سقوط احزاب كمونيست، به طور مداوم با سقوط ماركسيسم بهمثابه يك تئوری اجتماعی مساوی گرفته میشود. هرچند پيوند تاريخی بين ماركسيسم و "كمونيسم" (بهعنوان اسم خاص برای يك مدل اقتصادی_سياسی معين) غيرقابل ترديد است، اما آنها قابل تبديل بهيكديگر نيستند. ماركسيسم سنتی از تئوری اجتماعی است، هر چند تئوری اجتماعیای كه عميقاً درگير تلاش برای تغيير جهان است. بهعلاوه، اين سنتی از تئوری اجتماعی است كه در چارچوب آن علوم اجتماعی _يعنی تشخيص مكانيسمهای علی واقعی و درك نتايج آن _ قابل تحقق است. از طرف ديگر كمونيسم (بهعنوان اسم خاص) شكل ويژهای از سازمان اجتماعی است كه با سلب مالكيت خصوصی بر منابع توليدی يا بهحداقل رسانيدن آن و سطح بالايی از تمركز قدرت سياسی واقتصادی در تحت كنترل دستگاههای سياسی نسبتاً خودكامه، حزب و دولت مشخص میشود. چنين احزاب و دولتهايی ماركسيسم را بهمثابه ايدئولوژیای كه به آنها مشروعيت میبخشد مورد استفاده قرار دادهاند، ولی نه سقوط اينگونه رژيمها، نه ناكامی آنها در تحقق آرمانهای |