تبليغاتX
دانشجویان سوسیالیست دانشکده باهنر شیراز
____________________کارگر، دانشجو ... اتحاد، اتحاد_____________________

 

سهميه بندي استفاده از امكانات در معناي وسيعش و مشخصا سهميه بندي كنكور پديده ي تازه اي نيست. در طي اين سالها مسئولين ذيربط به عناوين مختلف ازپذيرش و افشاي جزئيات مربوط به آن خودداري ورزيده اند. اما مناسبات ضد انساني سرمايه نمي تواند هميشه در هيئت مبهمش باقي بماند و نهايتا از قالب نامگذاريها و پنهانكاريهاي بزك كرده و مضحك خود بيرون خواهد آمد و همگان شاهد عمق و گستره ي سبعيت آن خواهند بود. گيرم «زهر‌» كلمات و اصطلاحاتي كه براي تعريف و توجيه اين نابرابريها استفاده ميشود گرفته شده باشد تا حساسيت كمتري را از جانب تودهاي مردم برانگيزد.

نوك پيكان اين محدوديتها بازهم به سوي طبقه ي فرودست [نگه داشته شده ي] ايران و قويآ زنان اين مرز و بوم نشانه رفته است. اينكه آسيب پذيرترين افراد خانواده هاي كم درآمد زنان و دختران آن هستند به هيچ وجه از اهميت نمي افتد حتي اگر اين مسئله توسط حاكمان قدرت و از بلندگوهاي تبليغاتي آنها و براي توجيه اعمالشان شنيده شود. اما اين موضوع به اين سادگيها نيست. عمق ، گستره و چند بعدي بودن اين امر بايد واشكافي شود تا همگان نسبت به حساسيت موضوع آگاهي پيدا كنند.

اينكه تعداد دختران پذيرفته شده در آزمون كنكور سرارسري از سال 62 سير صعودي داشته و ميزان پذيرفته شدگان آن از 32 درصد به 65 درصد رسيده است به جاي آنكه موجب برنامه ريزيهاي كلان تر و بنيادي تري براي زنان باشد، بايد به اهرمي براي جلوگيري ازرشد زنان بدل گردد؟ (بگذريم از اينكه امكان انتخاب برابر براي تمام رشته ها،  در تمام زمينه ها و تمام مقاطع وجود ندارد.) اينكه در اين سالها انگيزه ي مردان براي ورود به دانشگاه دستخوش چه مناسبات اقتصادي و رواني بوده است كه تعداد پذيرفته شده گان روبه كاهش گذارده بايد با محدود كردن دختران و به اصطلاح سهميه بندي آنان پاسخ داده شود؟ آيا نبود امنيت شغلي، مشكلات و فشارهاي اقتصادي آشكار و پنهان، ترس از آينده اي مبهم و ازخودبيگانگي مفرط ، سرخوردگي ناشي از رقابتهاي اساسا ضد انساني براي آحاد مردم ايران نيست؟  آيا عدم برنامه ريزي و سرمايه گذاريهاي بنيادي در قسمت آموزش و پرورش و آموزش عالي موجبات معضلات امروز سيستم آموزشي را فراهم نياورده است در حاليكه تمام انسانها بايد از امكان آموزش و پرورش مناسب بهره مند باشند؟ كساني كه اقدام به اعمال چنين برنامه هايي كرده اند حتي حاضر نشده اند براي مصوب نمودن آن اقدامي ترتيب دهند و آيا اين مسئله متضمن تشخيص اين امر نيست كه با كمي ابهام سازي و عدم پاسخگويي مي توانند همگان را وادار به پذيرش اين موضوع كنند؟ بعد هولناك مسئله جنبه ي رواني اين امر است كه نهايتا زنان را وادار به پذيرش  مفاهيمي چون فرودست ، خدمتگزار و وابسته بودن خواهد كرد و مردان را به سوي قبول تمام الگوها، و مفاهيمهايي كه در تقابل با كهتري زنان به لحاظ تاريخي، طبقاتي وفرهنگي وجود داشته و دارد. آيا اين مسئله بازتوليد مناسبات پدر و مردسالارانه ، پيش فرضها، پيش داوريها والگوهاي نخ نما نيست كه زنان را ملزم مي دارد به گذشتن از حقوق (هرچند محدود) خود براي پذيرش و مقبوليت و تاييد ازجانب اجتماعي كه هميشه و همه حال دچار پيش داروي بوده و خود زنان را هم به همراهي كردن با اين تبعيضات وداشته است؟  آيا اين نابرابريها ادامه ي كم اهميت و كم ارزش تلقي كردن كار زنان نيست؟ (عليرغم تمام تلاشهاي پيدا و پنهان صورت گرفته، رشد ارزشمند بودن كار زنان سير صعودي داشته است.) آيا اين امر اعمال فشار براي فزوني بهره كشيها و استثمارهاي پيچيده تر آتي نيست و آيا تبعات ناشي از آن دامنگير تمام انسانهايي نخواهد بود كه به علت قطبي شدن امكانات آموزشي از زيستي در خور شان انسانيشان محروم شده اند؟

 

شيوا سبحاني

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام مرداد 1387ساعت 14:37  توسط mahan | 

 

مجله New Left Review، شماره 53 ، ژانویه و فوریه 1969

دیوید فرنباخ

مسعود ابو سعدی

 در مارکسیسم سهم لنین را می­توان تشریح منطق اقدام مستقل سیاسی- انقلابی دانست. او در هر مورد معین، محتوی اجتماعی انقلاب، و سیاست حزبی را در سطح سیاست اتحادهای انقلابی مناسب مشخص می­کرد تا به منظور انجام انقلاب اجتماعی، بلوک ضدانقلابی (دشمن) شامل دولت و احزاب سیاسی مدافع آن را درهم بکوبد.

وظیفه کادر مارکسیست در بسیج  طبقات و گروه­های مختلف  مردمی و متحد کردن آن­ها به سوی انقلاب توسط لنین در بخش پایانی رساله " دوتاکتیک سوسیال دموکراسی در انقلاب دموکراتیک " خلاصه شده است :

 

 "... سوسیال دموکراسی مصرانه می­خواهد که این کلمه (مردم) نباید طوری استفاده شود که آشتی ناپذیری طبقاتی درون مردم را نادیده بگیرد .سوسیال دمکراسی بر استقلال کامل طبقاتی برای حزب پرولتاریا پافشاری می کند . معهذا (مردم) را آنچنان به طبقات تقسیم نمی کند که طبقه پیشرو خود را محدود کرده و پرده ای به دور خود بتند.این کار را به گونه ای انجام می دهد که طبقه پیشرو بدور از تردید و بی تصمیمی طبقات میانی با انرژی بسیار و با شور وشوق در راه آرمان تمام مردم و در راس آنها مبارزه کند  .  این­ست آنچه که نوایسکرای­های کنونی اغلب اوقات قادر به فهم آن نیستند و کلمه "طبقه" را در تمام حالات صرف و نحو آن سفسطه جویانه تکرار می­کنند و آن را جایگزین شعارهای موثر سیاسی در انقلاب دموکراتیک می­سازند.. "

 

نقطه­ی شروع استراتژی برای جنبش دانشجویی باید این پرسش باشد که دانشجویان (در بریتانیای کنونی) آیا بخشی از (مردم) اند یا بخشی از (دشمن). موقعیت انتقالی دانشجویان این ضرورت را ایجاب می­کند که مبدا و مقصد آن­ها را در روابط تولیدی در نظر بگیریم و در همان حال موقعیت ویژه­ی آنها را در ساختار دانشکده­ها و دانشگاه­ها مورد ملاحظه قرار دهیم. در این جا به بعضی از واقعیت­های اساسی ساختاری اشاره می­شود:

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم تیر 1387ساعت 12:17  توسط mahan | 

 

ظاهرا در یکی دو روز اخیر وبلاگی با نویسنده نا معلوم به نام " دآب تهران " ایجاد شده است که حاوی اطلاعات در مورد بعضی از دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب و وابستگان آنهاست و مسایلی را به برخی از فعالین منتسب به این جریان نسبت داده است که تایید یا تکذیب آنها به خود این افراد مربوط است. فردی به نام عابد توانچه عضو سابق دفتر تحکیم وحدت و انجمن اسلامی دانشگاه امیرکبیر با یک ادعای عجیب و غریب انتشار محتویات این وبلاگ را به من نسبت داده است . او در آخرین پست وبلاگ خود نوشته است که از آنجا که او حدس می زند که مقاله منتشر شده در وبلاگ " تریبون مارکسیزم " ( بیش از یک ماه قبل ) توسط من نوشته شده باشد و از آنجا که او ادعا می کند وبلاگ " تریبون مارکسیزم " در دقایقی از روز به وبلاگ " دآب تهران " لینک داده است ( من دوشنبه بعد از ظهر به " تریبون مارکسیزم " سر زدم و چنین لینکی ندیدم ) ، مسئولیت محتویات وبلاگ " دآب تهران " متوجه من است ! بدین وسیله من ضمن تکذیب ادعا های سراسر پوچ ایشان ، نسبت به در پیش گرفتن چنین روشهایی در مباحثات سیاسی توسط افرادی نظیر توانچه آن هم تحت عنوان " چپ " شدیدا هشدار می دهم . به راستی اگر با این استدلالات عجیب و غریب بتوان انتشار یک سری مطالب در فضای مجازی را صراحتا و با این قاطعیت به فرد یا گروهی نسبت داد ، از کجا معلوم که راه انداختن وبلاگ " دآب تهران " کار خود ایشان نباشد ؟ مگر نه اینکه او اولین فردی است که مطلب را به سطح عمومی کشانده و اتفاقا در وبلاگ شخصی خودش و در متن همان پست به وبلاگ " دآب تهران " لینک داده است ؟

به کار گیری چنین روشهای هوچی گرانه ، نخ نما ، رسوا و این سنخ پرونده سازیها و معرکه گیریها علیه مخالفان سیاسی شاید برای حکام مستبد و دستگاههای امنیتی آنها روش شناخته شده و جا افتاده ای باشد اما به کارگیری آن توسط فردی که ظاهرا دچار عارضه مجددا رایج شده " خود چپ پنداری " نیز هست و چند صباحی است که پس از ترک " دفتر تحکیم وحدت حوزه و دانشگاه " زیر گذر " سوسیالیزم " بساط کرده است ، عجیب به نظر می رسد . چنین افرادی با در پیش گرفتن چنین روشهایی که سوغات سنت سیاسی است که پیشتر در آن رشد و نمو یافته اند و بالغ گریده اند عملا موجب ملکوک و مخدوش شدن حیثیت چپ می گردند و طرد و منزوی ساختن آنها توسط گرایشهای گوناگون چپ دانشجویی یک ضرورت سیاسی است .

سه شنبه 4 تیرماه 1387

روزبه کلانتری

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم تیر 1387ساعت 13:35  توسط mahan | 

1 )

اتفاقات آذرماه سال گذشته و ضربه گسترده  نیروهای امنیتی  نتایج متناقضی را برای چپ دانشجویی به بار آورده است : از یکسو این ضربات به ضربه خوردن و عقب نشینی ملموس چپ ( به طور مشخص در تهران ( منجر شده است و از سویی دیگر با آشکار نمودن بخشی از پتانسیلهای گسترده اما نهفته چپ ( به ویژه در شهرستانها ) نشان داد که بستر و زمینه عینی برای تفکر و جنبش سوسیالیستی در ایران فراهم شده است که جلوه هایی  از آن را می توان در اعلام موجودیت محافل و کانونهای چپ در مراکز دانشجویی  و بین فعالین اجتماعی در شهرستانها مشاهده نمود . این نتیج متناقض به ایجاد نوعی ناموزونی ، پراکندگی و آشفتگی در کلیت حرکت نسل جدید چپ در ایران منجر شده است . دستاوردهای دموکراتیکی که چپ ظرف مدت نسبتا کوتاهی به حکومت تحمیل نموده بود از دست رفته است و این مهمترین بعد عقب نشینی ناشی از ضربه آذر ماه سال گذشته و محتوای اصلی آن است . گیجی و سر در گمی موجود بین فعالین چپ در تهران ( که خواه ناخواه بمثابه راس و سر هر جریانی شناخته می شوند و سابقه بیشتری دارند )  و پرانرژی ولی نوپا بودن چپ در شهرستانها ( به همراه کم تجربگی ای که همزاد هر حرکت نوپایی است ) و فقدان مکانیزم جاافتاده و شناخته شده ای برای تاثیر گذاری این دو  بخش بر هم از بروزات چنین ناموزونی است . به هر حال دستیابی به تحلیل جامع ، منسجم و روشنی ازکارنامه و تجربه چند سال گذشته چپ ( به طور مشخص در تهران ) و علل عقب نشینی تحمیل شده که خطوط اصلی چشم انداز استراتژیک آینده را نیز روشن خواهد ساخت  از ملزومات آغاز دور جدیدی از فعالیت چپ ، کسب اعتماد توده دانشجو و به دست آوردن مجدد درجه ای از آزادیهای دموکراتیک است . در یک ماه اخیر بحثهای مفید و مثبتی در این زمینه آغاز شد که با ایجاد جنجالهای کاذب از سوی جمعی از هوچی گران سکتاریست مواجه شد . جماعتی که نفع خود و فرقه متبوعه خویش را در شفاف نشدن جریانات و مباحثات می دانند و بعضا با اعمال سکتاریستی خود از زمینه سازان وارد آمدن ضربه سال گذشته بوده اند آگاهانه از پیشبرد چنین بحثهایی در یک فضای سالم و مثبت جلوگیری می کنند . چپ دانشجویی ( از گرایشهای گوناگون ) باید اهمیت و ضرورت این مساله را بپذیرد که گذار از این مرحله و برداشتن گامهای بعدی جز با تحلیل شفاف و بی تخفیف کارنامه گذشته چپ ممکن نیست . آنهایی که طرح هر انتقادی به یک گرایش خاص در چپ دانشجویی و عملکرد آن در سالهای گذشته را به " در خط وزارت اطلاعات " بودن تعبیر می کنند ، آنهایی که در دوره گذشته به فعالیتهای ضد جنبشی به نفع یک فرقه سیاسی خاص اشتغال داشته اند و از زمینه سازان اصلی وارد آمدن ضربه سال گذشته بوده اند نفع شخصی و فرقه ای خویش را در درجا زدن چپ در یک نقطه می بینند . این افراد و گرایشها بنا بر مصالح سیاسی نسل جدید چپ  می بایست افشا و منزوی گردند .  

2 )

جنبش دانشجویی در سال جدید شاهد وقوع یک سلسله تحرکات اعتراضی و توده ای موفق بود که نقاط اوج آن با اعتراضات دانشگاههای شیراز ، سهند تبریز ، تربیت معلم تهران و مورد اخیر در دانشگاه زنجان مشخص می شود . به نظر می رسد که با وقوع این اعتراضات فراگیر جنبش دانشجویی در حال از سر گذراندن تجارب پرارزشی است که نتیجه آن دستیابی به الگوی جدیدی برای فعالیت ، اعتراض و مبارزه است که سیکل بسته الگوهای ناموفق و ناکام گذشته را می شکند و شکل جدیدی از مبارزه را پیش روی جنبش دانشجویی می گشاید که بر درکی واقع بینانه از خصایل ، تواناییها و جایگاه جنبش دانشجویی و اوضاع جامعه متکی است و به همین خاطر پیروزی و موفقیت را به نسبت الگوهای قبلی به درجات زیادتری قابل حصول و در دسترس می سازد : اعتصاب توده ای در مجتمعهای دانشگاهی .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه سی و یکم خرداد 1387ساعت 13:18  توسط mahan | 

پس از  یک هفته اعتراضات گسترده در دانشگاه زنجان، در ساعت اولیه صبح روز چهارشنبه مسئولین دانشگاه زنجان با کلیه مطالبات دانشجویان متحصن موافقت کردند.

برکناری مددی، معاون دانشجویی خاطی این دانشگاه، و محاکمه اش توسط مراجع قضایی، عدم برخور با متحصنین و دانشجوی دختر قربانی این ماجرا، پیگیری پاسخ وزیر علوم از سوی نماینده زنجان در مجلس، بررسی کفایت رئیس دانشگاه توسط کمیته ای مرکب از دانشجویان و اساتید، تعویق امتحانات تا روز شنبه و همچنین بهبود وضعیت فرهنگی و فعالیت تشکل های مستقل خواسته هایی بود که با تمامی آن ها موافقت شد.

این در حالی است که دیروز رئیس دانشگاه بالاخره  مجبور به پذیرش انجام این عمل شنیع توسط معاونش شد و از این بابت از دانشجویان رسما عذرخواهی کرد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام خرداد 1387ساعت 12:3  توسط mahan | 
 

 

اتحاد و همبستگی تا رسیدن به خواست و مطالباتمان!

به دنبال افشای نقشه غیر انسانی دکتر مددی معاونت دانشجويی فرهنگی دانشگاه زنجان که در صدد تعرض جنسی به يکي از دانشجويان دختر این دانشگاه بود، بیش از 3000 نفر از دانشجویان دانشگاه زنجان با یک حرکت نمادین و متحدانه برای محکوم کردن این اقدام غیر انسانی و نیز اقداماتی از این دست از طرف مسئولین دانشگاه،  دست به تحصن و اعتراض زده‌اند، که این اعتراضات تا به حال ادامه دارد. دانشجویان در ادامه تحصن و اعتراضات خود، خواسته‌های زیر را اعلام و برای به تحقق پیوستن آن پافشاری می‌کنند:

1-لغو کليه امتحانات دانشگاه زنجان تا زمان اجراي کليه درخواست ها
2-
مخفي ماندن هويت دختر قرباني اين حادثه غير اخلاقي و عدم پيگرد قانوني، چه در دانشگاه و چه در مراجع قضايي ديگر
3-
برکناري بي قيد شرط دکتر مددي، معاونت دانشجويي فرهنگي دانشگاه
4-
برکناري هيئت رئيسه دانشگاه به خصوص رئيس دانشگاه
5-
پايان گرفتن برخورد هاي حراست با دانشجويان در محيط دانشگاه و خوابگاه ها و تعويض رئيس حراست
6-
بررسي مجدد همه ي پرونده هاي کميته انضباطي در دوره دبيري آقاي مددي ( لازم به ذکر است که دکتر مددي دبير کميته انضباطي دانشگاه زنجان بوده است.)
7-
به هيچ عنوان برخوردي با متحصنين چه در طول دوران تحصن و چه بعد از آن صورت نگيرد
8-
پايان گرفتن برخورد ها با تشکل ها، کانون ها و نشريات دانشجويي 

این تعرض وحشیانه خود یکی از خصایص سیستم سرمایه‌داری است. ما هر روزه شاهد هتک حرمت، آزار و اذیت و اعمال خشونت آمیز علیه دختران و زنان در جامعه ایران از سوی سیستم زن ستیز سرمایه‌داری هستیم. پایمال کردن هر روزه حقوق اولیه دانشجویان دردانشگاه ، پادگانی کردن فضای دانشگاه، اعمال زور بر دانشجویان، استبداد حاکم بر فضای کشور، به بند کشیدن فعالین کارگری، دانشجویی، زنان و در کل فضای خفقان و سرکوب مثل زنجیری به دست و پای ما آویخته شده است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام خرداد 1387ساعت 12:2  توسط mahan | 

 

دو سه سالی می شود که یکی از شعار های دانشجویان در مراسم های مختلف دانشجویی، تاکید بر اتحاد استراتژیک  جنبش دانشجویی با جنبش طبقه کارگر بوده است. این شعار ،شعار مهم و خوبی است که دانشجویان برای پلاکارد های خود انتخاب کردند.
زیرا که  ارتباط  دوطرفه جنبش کارگری و جنبش دانشجویی ، برای هردو جنبش لازم و برای دانشجویان چپ  حیاتی تلقی می گردد ، زیرا معیار مناسبی از هم جهتی  با جنبش پیشرو کارگری و دوری از انحرافات را به دانشجویان نشان می دهد.
چیزی که انگیزه من  به عنوان یکی از فعالین کارگری برای نوشتن این مطلب شد، این بود که  در روزهای اخیر با دعوای اینترنتی  تازه ای بین نیروهای مختلف دانشجویی، و حامی های حزبی و سازمانی آنها مواجه شدم که  شکی برای من  نگذاشت که  این دعواهای تازه، دقیقا به سبب دور افتادگی بعضی  جریانات دانشجویی ، از جدال های اصلی و جدی طبقاتی  است که مخصوصا در ماه های گذشته  به دلیل شرایط  اقتصادی وخیم کارگران و تورم، ده چندان شده است  و البته  نباید از چشم هیچ ناظر آگاهی پنهان بماند که دور شدن جریانات دانشجویی خاص از جنبش کارگری ،  توسط برخی از احزاب  موجود، تئوریزه شده و کاملا جزو استراتژی های آنها می باشد که به دانشجویان دیکته شده است......


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم خرداد 1387ساعت 21:26  توسط mahan | 

 

مبارزه دانشجویان دانشگاه تربیت معلم کرج در حالی پایان گرفت، که یکی از گسترده ترین مبارزات دانشجویان در دانشگاه های کشور _ ولو اینکه به اظهار خودشان صرفاً صنفی و آموزشی بوده است _ پیروزی مطلقی را به کف آورد، و این در بین مبارزاتِ دانشجویان در سالهای اخیر،کم نظیر و شورانگیز بود.

دانشجویان خواستار برکناری معاونت امور فرهنگی و فوق برنامه دانشگاه، رسیدگی به وضعیت غیر قابل قبول غذا، رسیدگی به وضعیت نا مناسب سرویس های آمد و رفت، رسیدگی به وضعیت بد خوابگاه ها، تخریب نکردن کتابخانه پسران، لغو احکام انضباطی صادر شده برای هشت تن از دانشجویان متحصّن، برکناری معاونت آموزشی دانشگاه و عذرخواهی کتبی ریاست دانشگاه از دانشجویان و خانواده های آنان به دلیل اتهامات واهی، و نیز به تعویق افتادن برگزاری امتحانات پایان ترم تحصیلی شده بودند که همگی آنها از سوی ریاست دانشگاه ، با موافقت رو به رو شد و به این ترتیب ، اعتصاب آنان با موفقیت به پایان رسید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم خرداد 1387ساعت 21:25  توسط mahan | 

 

در آستانه روز هم بستگی با کارگران نیشکر هفت تپه قرار داریم که مبارزات آنها ، در بین مجموعه اعتراضات و مبارزاتی که تا کنون از سوی کارگران و زحمتکشان با حکومت اسلامی سرمایه صورت گرفته است، یکی از کم نظیر ترین و برجسته ترین آنها بوده است و تجربه ای گرانبها برای جنبش طبقه کارگر محسوب می شود.

چراکه علاوه بر پیگیری مبارزات خود بر سرپرداخت دستمزد های معوّق و رسمی نمودن کارگران قراردادی و پیمانی که مستقیماً با اقتصاد و معیشت آنها و خانواده هایشان مرتبط است، هم زمان خواستار لغو پرونده سازی علیه فعّالین و رهبران كارگری و تحت پیگرد قرار دادن آنان هستند ، و از آن مهم تر به طور جدی و پیگیر ، بر خواست استراتژیک تشکل مستقل توده ای_طبقاتی خود پای می فشارند، که اگرچه بی واسطه به بهبود وضعیت معیشتی کارگران نمی انجامد، اما در شرایطی که سرمایه به سرکوبگرانه ترین شکل خود بر کارمزدی حاکمیت دارد، تورّم و گرانی به طرزی وحشیانه اقشار زحمتکش و تحت ستم را زیر فشارهای طاقت فرسا قرار داده ، و اکنون با روند خصوصی سازی صنایع و واحد های تولیدی، بی حقوقی و نا امنی معیشتی کارگران عمیقا تشدید شده و خواهد شد، تشکّل های مستقل کارگری، ابزاریست در دست کارگران، تا با کمک آن، مبارزات اقتصادی هر روزه خود را بی وقفه پی بگیرند، و بتوانند با بهره گیری از آن، رسالت تاریخی خود را در روند مبارزات طبقاتی جاری، به انجام رسانند.

کارگران ، پیشرو تحرّکات و مبارزات عمیقی هستند که در بطن جامعه جاریست و با جدّیت و اراده خود ، در پیشبرد اعتراضات اجتماعی، این امید را در دل تمام نیروهای معترض و مبارز اجتماعی می پرورانند ، که سرانجام مبارزه متّحدانه و متشکّل کارگران و همه جنبش های اجتماعی، نظیر دانشجویان ، زنان، معلّمان و...که بر محوریت مبارزات طبقه کارگر باوردارند، پیروزی است.

ما دانشجویان سوسیالیست دانشگاه های سراسر کشور نیز، ضمن اعلام هم بستگی با کارگران نیشکر هفت تپه، و حمایت بی قید و شرط از تمامی خواست های آنان، بار دیگر بر ضرورت اتّحاد استراتژیک جنبش دانشجویی با جنبش کارگری تاکید می کنیم و همگان را به هر گونه حمایت از مبارزه این کارگران و تمامی مبارزات کارگری موجود و زین پس، فرا می خوانیم. 

زنده باد هم بستگی طبقاتی کارگران!

زنده باد سوسیالیسم!

23خرداد 1387

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم خرداد 1387ساعت 21:22  توسط mahan | 

 

اعلام موجودیت دانشجویان و فعالین سوسیالیست بوشهر

بحران یکه تاز بلامنازع جامعه است. توده های زحمتکش مردم در فقری خردکننده به سر می برند که روز به روز بیشتر گریبانشان را می گیرد. عدم پرداخت دستمزدها و اخراج های گسترده کارگران؛ سرکوب های لجام گسیخته و وحشیانه جامعه همه و همه نشان از بحران عمیق اجتماعی دارند. اقتصاد کشور رو به نابودی دارد و دولت از کنترل تورم و بحران اقتصادی عمیقاً ناتوان است. در چنین شرایطی است که خیزش توده ها شروع می شود. در هفت تپه کارگران در مبارزه ای بی امان با کارفرمایان و دولت کارفرمایان به سر می برند، در بوشهر کارگران صدرا دست از مبارزه برای تحقق خواسته های بر حقشان نکشیده اند اما در ایم بین جنبش دانشجویی به کدام سو رو دارد؟

پس از ضربه 13 آذر بخش چپ جنبش دانشجویی شدیداً آسیب دید. همه به اصطلاح رهبران آن در تهران دستگیر شده بودند و با فاش شدن مسائلی چهره واقعی شان نمایان شد. دانشجویان چپ در تهران در سکوتی مطلق فرو رفتند. اما چپ که خود برآمده از بحران های لاینحل اجتماعی است در شهرستان ها آغازیدن گرفت و این خود نشانه ای است دال بر زنده بودن سوسیالیسم و مارکسیسم انقلابی، شاهدی است بر شکست آوانتوریسم و رادیکالیسم خرده بورژوایی که در لفافه شعارهای کلی و بی معنی چون "آزادی خواهی و برابری طلبی" عرض اندام می کرد.

برای این که بتوان از عقاید و سبک کار انحرافی گسست کرد، بی تردید باید کمر به نقد بی امان آن ها بست چرا که "تئوری تنها زمانی می تواند توده ها را در بر گیرد که سفسطه بازی را نشان دهد." و این سفسطه بازی عملاً چیزی به جز اتهام زنی به مخالفان، حذف گرایی و فرقه گرایی نیست.

از آغاز سال جدید، در جنوب کشور و به ویژه استان های خوزستان و بوشهر، حرکت های خودجوش کارگری زیادی شکل گرفته است. کارگران هفت تپه و کارگران صدرا نمونه های بارز این اعتراضات هستند. از آن جا که ما به عنوان مارکسیست های انقلابی معتقدیم: "کمونیست ها... منافعی جدا و مجزا از منافع مجموع کارگران ندارند... آن ها اصول فرقه گرایانه ای را مطرح نمی کنند که بخواهند بر اساس آن جنبش پرولتری را شکل دهند و به قالب [مود نظر خود] در آورند"؛ در راستای دخالت در جنبش کارگری و مبارزه برای دگرگونی شرایط موجود، موجودیت "دانشجویان و فعالین سوسیالیست بوشهر" را اعلام می داریم و هدف اولیه و فوری خود را تشکیل قطبی برای دفاع از حرکت های کارگری و ایجاد اتحاد میان دانشجویان و فعالین سوسیالیست منطقه می دانیم.

ما به عنوان "دانشجویان و فعالین سوسیالیست" از رفقای سوسیالیست و انقلابی سراسر کشور می خواهیم با ما در جهت تحقق بخشیدن به اهدافمان همراه شوند.

زنده باد سوسیالیسم

 دانشجویان و فعالین سوسیالیست بوشهر

http://www.dfsbushehr.blogfa.com/

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم خرداد 1387ساعت 2:47  توسط mahan | 

 

اطلاعیه در مورد اتهام زنی ها

متاسفانه  اخیراً مشاهده شده است که در برخی از وبلاگ های دانشجویی، اتهام زنی هایی علیه عده ای از دانشجویان صورت گرفته است. ما به شدت این روش از کار را محکوم می کنیم. ما بر این اعتقادیم که اختلافات سیاسی میان دانشجویان سوسیالیست باید از طریق تبادل نظر و انتقاد عقاید در یک محیط سالم و دموکراتیک صورت گیرد. هر نوع توهین، اتهام زنی و لجن پراکنی تنها می تواند دست دولت سرمایه داری را برای تهاجم بیشتر به ما باز بگذارد. اتهامات تنها زمانی می تواند وارد باشند که در تایید آنها اسناد و مدارکی ارائه داده شود. این مدارک می تواند در دسترس کمیسیونی منتخب و مورد اعتماد خود دانشجویان قرار گرفته و بررسی شود و نتیجه آن به عموم ارائه داده شود. هر عملی خارج از این نرم دموکراتیک، مخرب و غیر اصولی است.

شورای سردبیری میلیتانت

+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم خرداد 1387ساعت 15:59  توسط mahan | 

 

متنی که از نظرتان خواهد گذشت نامه دبیر یکی از دبیرستان های آذربایجانی غربی است که به دانش آموزان سوسیالیست تبریز فرستاده شده است.این دبیر و رفیق نا آشنا در این نامه که به ایمیل وبلاگ ما فرستاده شده  در کاری بسیار مفید وستودنی سعی کرده مارکسیسم  و بینش مارکسیستی را به زبان ساده شرح دهد تا از این طریق نوجوانان و بالاخص دانش آموزان مشتاق را با مفاهیم اساسی آشنا کند.ایشان در نامه  خود به ما این نکته را هم گفته که تصمیم دارد این مباحث را به صورت ادامه دار در اختیار وبلاگ ما قرار دهد.ما ابتدا خواستیم تا از این مطالب در نشریه دانش آموزی که قصد داریم به زودی در اینترنت راه اندازی کنیم استفاده شود ولی از آنجا که کارهای آن نشریه چندان آماده و مدون نیست و زمان  انتشار آن فعلا معلوم نیست تصمیم گرفتیم مطلب را روی وبلاگ قرار دهیم.نوشته ایشان برای ما بسیار مفید و قابل استفاده بود و امیدواریم برای دیگر دوستان همسن و سالمان هم آموزنده باشد.نامه این دبیر ما را بسیار خوشحال و امیدوار کرد از این رفیق گرانقدر بی نهایت متشکریم و در انتظار دیگر نوشته های ایشان هستیم.

               ***************************************************

دوستان عزیز
من دبیر یکی از دبیرستانهای آذربایجان غربی هستم.اجازه بدهید به خاطر دلایلی که خود شما در سالهای بعد و پس از وارد شدن به صحنه ی ِ مبارزات عملی در دانشگاهها بیشتر با آن آشنا خواهید شد فعلا" از معرفی خود صرفنظر کنم و بپردازم به اصل مسئله:
آشنایی من با این وبلاگ توسط یکی از شاگردانم(البته از به کار بردن این کلمه معذرت می خواهم چون من و دوستانی که در کلاس من هستند از همدیگر می آموزیم و راستش را بخواهید من از آنها بیشتر می آموزم تا آنها از من ) آشنا شدم و بنا به پیشنهاد وی تصمیم گرفتم آموخته هایم را به دیگر دوستان انتقال دهم و منتظر نقد و نظرات آنها باشم. می دانیم که انسانها در هر مرحله تاریخی بدنبال ساختن تصویری کلی از جهان و مشخص کردن موقعیت خود در آن تصویر بوده اند . امری که در حال حاضر هم جریان دارد ، به قول شاعر شهیدمان خسرو گلسرخی انسانها می خواستند ببینند در کجای جهان ایستاده اند و باصطلاح زیر پایشان تا چه اندازه سفت است. به همین دلیل هر کدام به اندازه ی ِ توان عقلی و رشد ذهنی خود به فلسفه ی ِ خاصی روی آوردند . آنها قطعات این پازل را از طبیعت گرفتند و با تجربه های عملی روزانه خود شکل دادند و در کنار هم چیدند ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم خرداد 1387ساعت 15:18  توسط mahan | 

بیانیه اعلام موجودیت جمعي از سوسیالیست هاي كامياران

 

 

در جریان مراسم اعتراضی 13 آذر سال گذشته که با شرکت دانشجویان از نقاط مختلف ایران برگزار شد جمعی از این دانشجویان با سو استفاده از این مراسم که از پیش تر برنامه ریزی شده بود توانستند خود را با عنوان دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب مطرح کنند و به افکار عمومی طوری وانمود کردند که دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب این مراسم را سازماندهی کرده در حالی که بعد از 13 آذر شاهد اعلام موجودیت دانشجویان سوسیالیست بودیم و برای همگان روشن شد که دانشجویان سوسیالیست نیز در این مراسم نقش داشتند.

با اوج گرفتن موج اعتراضات دانشجویی و در نظر گرفتن فضای اعتراضی دانشگاهها ما نیز جمعی از فعالین چپ کامیاران به صف دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب پیوستیم اما دیری نپایید که ماهیت غیر سوسیالیستی دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب برای جنبش چپ و سوسیالیستی  مشخص شد,چهره واقعی خود را که در پشت نقاب چپ پنهان کرده بودند نمایان کردند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم خرداد 1387ساعت 16:53  توسط mahan | 

" دانشجویان سوسیالیست " پرچم مقابله با ضربه 13 آذر سال گذشته و بازسازی چپ در جنبش دانشجویی بر مبانی صحیح و حول یک استراتژی سوسیالیستی می باشد . راهبردی که با هدف ارتقاء دادن جنبشهای دموکراتیکی نظیر جنبش دانشجویی به جنبشهای ضد سرمایه داری و تبدیل آنها به متحد استراتژیک طبقه کارگر طرح و تبلیغ می گردد . مراکز ثقل اصلی چنین تحرکی اکنون به مراکز و محافل دانشجویی در شهرستانها منتقل شده اند که زمانی نقش چندانی در فعالیتهای جنبش دانشجویی نداشته اند اما امروزه با سردر گمی و ضعفی که فعالین چپ جنبش دانشجویی در تهران به آن دچار شده اند ، پرچم بازسازی چپ را برافراشته اند . بی تردید در پیش گرفتن این مسیر جز با نقد بی تخفیف و همه جانبه خطوط  و سبک کار ماجراجویانه و آوانتوریستی و غیر سوسیالیستی ای که بر بخش عمده ای از چپ دانشجویی تهران ( " دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب " تهران ) حاکم بود میسر نمی باشد . اگر ما از منظر سوسیالیستی به نقد همه جانبه این خطوط دست نزنیم ، آنگاه این اشتباهات می تواند به مستمسکی در دست جریانات دست راستی برای  وارد کردن ضربه ای دیگر بر کل موجودیت و اعتبار چپ در جنبش دانشجویی بدل شود . این امر واکنش فرقه های فرصت طلبی که تا کنون با سرمایه و اعتبار چپ دانشجویی به قماری ابلهانه مشغول بوده اند را به دنبال داشته و خواهد داشت اما این های و هوی و برچسب زنیها ، خللی در عزم ما، مبنی بر نقد و افشای بدون تخفیف این جریانات ایجاد نخواهد کرد چرا که تثبیت راهبرد سوسیالیستی در جنبش دانشجویی جز از این مسیر میسر نخواهد بود.

بدین وسیله ما " دانشجویان سوسیالیست دانشگاه خلیج فارس " ( شهر بوشهر)، پیوستن خودمان را به دانشجویان سوسیالیست دانشگاههای ایران اعلام کرده و از سایر رفقای چپ خود درسایر شهرستانها می خواهیم که در راستی تقویت قطب سوسیالیستی در جنبش دانشجویی و منسجم کردن صفوفمان در راستای خطوط مبارزه طبقاتی به ما بپیوندند .

 

زنده باد ازادی و برابری

زنده باد سوسیالیسم

 

دانشجویان سوسیالیست دانشگاه خلیج فارس

 

شنبه 4 خرداد 1387

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم خرداد 1387ساعت 16:52  توسط mahan | 

  

    منبع: تریبون مارکسیــــــــــــــم

مطالعه دقیق این مطلب به رفقای دانشجوی چپ و سوسیالیستی که هنوز در حالت سردرگمی پس از ضربه آذرماه سال گذشته به سر می برند و در پی یافتن علل به وجود آمدن این وضعیت و یافتن راههای برون رفت از آن هستند پیشنهاد می شود .

هدف این یادداشت این است که، با گردآوری یک سلسله نظرات در یک شمای واحد تحلیلی، بر محورهایی تأکید کند که تمرکز بحث بر آنها می تواند بحث های جاری در مورد ضربۀ اخیر را بسرعت به فرجام برساند و به نتیجه گیری عملی برای فعالان چپ منجر شود.

1 ) ویژگی وضعیت فعلی جنبش دانشجویی:

قاعدتا این نکته مورد توافق عمومی است که مشخصۀ وضعیت فعلی جنبش دانشجویی این است که در پی اتفاقات آذرماه گذشته جنبش دانشجویی ضربه خورده و عقب نشینی کرده است. برای تعیین گام های ضروری ای که پیشروی دوبارۀ جنبش دانشجویی را ممکن کند شناخت ماهیت این " عقب نشینی ) "یا هر اسم دیگری که رویش بگذاریم) حیاتی است. موضوع اصلی این یادداشت هم تحلیلی از علل و ماهیت این عقب نشینی است، اما برای سهولت سنجش صحت و سقم مفروضات و تحلیل های این یادداشت، شاید بهتر است بطور سیستماتیکی اینجا نخست بحث را با بررسی آمپریک عرصه های عقب نشینی ادامه دهیم و در بندهای بعدی به علل تحلیلی وضعیت بپردازیم. می توان عرصه های این عقب نشینی را در دو سطح عمومی عوامل ذهنی و عینی بررسی کرد:..............


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه چهارم خرداد 1387ساعت 16:48  توسط mahan | 

 

" دانشجویان سوسیالیست " پرچم مقابله با ضربه 13 آذر سال گذشته و بازسازی چپ در جنبش دانشجویی بر مبانی صحیح و حول یک استراتژی سوسیالیستی می باشد . راهبردی که با هدف ارتقاء دادن جنبشهای دموکراتیکی نظیر جنبش دانشجویی به جنبشهای ضد سرمایه داری و تبدیل آنها به متحد استراتژیک طبقه کارگر طرح و تبلیغ می گردد . مراکز ثقل اصلی چنین تحرکی اکنون به مراکز و محافل دانشجویی در شهرستانها منتقل شده اند که زمانی نقش چندانی در فعالیتهای جنبش دانشجویی نداشته اند اما امروزه با سردر گمی و ضعفی که فعالین چپ جنبش دانشجویی در تهران به آن دچار شده اند ، پرچم بازسازی چپ را برافراشته اند . بی تردید در پیش گرفتن این مسیر جز با نقد بی تخفیف و همه جانبه خطوط  و سبک کار ماجراجویانه و آوانتوریستی و غیر سوسیالیستی ای که بر بخش عمده ای از چپ دانشجویی تهران ( " دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب " تهران ) حاکم بود میسر نمی باشد . اگر ما از منظر سوسیالیستی به نقد همه جانبه این خطوط دست نزنیم ، آنگاه این اشتباهات می تواند به مستمسکی در دست جریانات دست راستی برای  وارد کردن ضربه ای دیگر بر کل موجودیت و اعتبار چپ در جنبش دانشجویی بدل شود . این امر واکنش فرقه های فرصت طلبی که تا کنون با سرمایه و اعتبار چپ دانشجویی به قماری ابلهانه مشغول بوده اند را به دنبال داشته و خواهد داشت اما این های و هوی و برچسب زنیها ، خللی در عزم ما، مبنی بر نقد و افشای بدون تخفیف این جریانات ایجاد نخواهد کرد چرا که تثبیت راهبرد سوسیالیستی در جنبش دانشجویی جز از این مسیر میسر نخواهد بود.

بدین وسیله ما " دانشجویان سوسیالیست دانشگاه خلیج فارس " ( شهر بوشهر)، پیوستن خودمان را به دانشجویان سوسیالیست دانشگاههای ایران اعلام کرده و از سایر رفقای چپ خود درسایر شهرستانها می خواهیم که در راستی تقویت قطب سوسیالیستی در جنبش دانشجویی و منسجم کردن صفوفمان در راستای خطوط مبارزه طبقاتی به ما بپیوندند .

 

زنده باد ازادی و برابری

زنده باد سوسیالیسم

 

دانشجویان سوسیالیست دانشگاه خلیج فارس

 

شنبه 4 خرداد 1387

+ نوشته شده در  شنبه چهارم خرداد 1387ساعت 16:42  توسط mahan | 
     

بهرنگ زندی

 اگر چه در هزارهی سوم میلادی که قوانین مدنی خشونت علیه زنان را تقبیح می کند و حمایت از آن را مصداق بارز [عدم] رعایت حقوق بشر می پندارد، اما هنوز در گوشه گوشه ی دنیا خشونت به انحای