با گذشت 42 روز از بازداشت بهروز کریمی زاده و افزایش نگرانی خانواده وی از وضعیتش که باعث بروز مشکلات مضاعفی برای آنها شده است، مادر بهروز مصاحبه ای با رادیو برابری انجام داده است...
![]() |
![]() |
|
| ____________________کارگر، دانشجو ... اتحاد، اتحاد_____________________ |
|
نامه کمیته پی جویی به تمامی حامیان دوستان، همراهان، یاری شما و هم راهیتان در کنار کمیته ی پی جوی آزادی دانشجویان در بند نخستین پاسخ های مثبت خود را حاصل کرد. طی هفته ای که گذشت تعداد 11 تن از این دانشجویان موفق به دیدار خانواده های خود شدند، یکی از آنان (روزبهان امیری) در تهران و دیگری(آرش پاکزاد) در استان مازندران آزاد شدند. همه ی آنها که تجربه ی زنده گی در ایران را داشته اند به خوبی می دانند که دولت های حاکم بر این کشورجز با تلاش ها و مقاومت های دسته جمعی، خود را موظف به مراعات کمترین حقوق حقه ی شهروندان خود نمی دانند. اگر بیش از سه هزار امضای آگاهانه و محکوم کردن این بازداشت های غیر قانونی از سوی شما نبود، ما خانواده ها شهامت پی گیری های شبانه روزی وضعیت فرزندانمان را نمی یافتیم. با وجود این، مبارزه برای آزادی این دانشجویان به پایان نرسیده است و چه بسا با دست گیری و ربوده شدن 12 تن از دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب، در همان روزدوشنبه24 آذر که تعدادی از خانواده ها توانسته بودند ملاقات بگیرند، وارد مرحله تازه تری شده است. ظاهرا مقامات حاکم برایران قصد دارند هر گونه صدای آزادی خواهی و برابری طلبی را از سوی دانشجویان قویا سرکوب کنند. دانشجویان به عنوان نظری ترین، پرشورترین و پر انرژی ترین قشر جامعه در این برهه هدف گسترده ترین هجوم تاریخ این کشور پس از دهه شست قرار گرفته اند. اما اگر حاکمیت ایران بتواند قشری با این مختصات را سرکوب کند آیا تعجبی دارد که برای مثال به محمود صالحی فعال کارگری شهرستان سقز، که اکنون در زندان سنندج در بند است، حتی در حال اغماء نیز اجازه مرخصی برای درمان ندهد؟ آیا تعحبی دارد اکنون که خطر نابینایی منصور اصانلو می رود هم چنان مقامات قضایی از امکان جراحی چشم او ممانعت به عمل می آورند؟ آیا نمی باید برای مثال سندیکای شرکت واحد که همیشه مورد حمایت این دانشجویان بوده در کنار سایر جمع های کارگری به گسترده ترین حمایت ها دست بزند؟ آیا نمی باید جنبش زنان که نه تنها بدنه ی اصلی بلکه حتی نظریه پردازان آن از میان دانشجویان هستند فعالانه این دست گیری ها را محکوم کند وصدای خانواده های این دانشجویان را به گوش همگان برساند و خود پیام آوران جلب همراهی گسترده ترین بخش مردم باشد؟ آیا جامعه پزشکی ایران نمی باید نسبت به نامه پدر یکی از این دانشجویان یعنی دکتر ایرج صف شکن واکنشی مناسب تر نشان دهد؟ بیاییم ضرورت طرح آزادی خواهی و برابری طلبی را در کنارِهم به همگان یادآوری کنیم. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه سی ام دی 1386ساعت 13:16 توسط دانشجویان سوسیالیست د... باهنر شیراز |
|
|
به تمامی انسانها، سازمانها، نهادها و تشکل های انساندوست وآزادیخواه در ایران و سراسر جهان طی یک ماه و نیم گذشته تعداد زیادی از دانشجویان در شهرها و دانشگاههای مختلف به خاطر دفاع ازحقوق و خواسته ها ی انسانی و برگزاری یا شرکت در مراسم 16 آذر دستگیر شده و در زندان تحت فشارهای فراوان قرار دارند. در این مدت به خانواده های این دانشجویان تنها اجازه یک ملاقات کوتاه با فرزندانشان داده شده است. خانواده ها که تحت فشارهای روحی و نگرانی شدید به سر میبرند بارها به دستگیری فرزندان خود اعتراض کرده و خواهان آزادی دانشجویان زندانی شده اند. علیرغم تلاشهای بسیاری که برای آزادی این دانشجویان صورت گرفته تا کنون همچنان تعداد زیادی از این عزیزان در زندان و در سلول انفرادی، تحت شرایط ضد انسانی به سر میبرند و حتی هنوز به تعدادی از این دانشجویان اجازه مکالمه تلفنی و ملاقات داده نشده است. مردم آزادیخواه در ایران و در خارج کشور از شما انسانهای آزاده، از شما انسانهای شریف، ازهمه نهادها، تشکلها و سازمانهای آزادیخواه میخواهیم تا در ادامه تلاشها و فعالیت هائی که تاکنون انجام داده اید، یکپارچه و سراسری به حمایت از این دانشجویان پرداخته و درهفته ای که به این خاطر، ازشنبه 13 بهمن تا 20بهمن برای آزادی دانشجویان در بند اختصاص داده شده است فعالانه شرکت کنید و اعتراض همه جانبه خود را به زندانی بودن این عزیزان نشان دهید. برگزاری روز دانشجو حق دانشجویان است و همه آنها باید فوری و بی قید و شرط آزاد شوند. جمعی ازخانواده های دانشجویان زندانی جمعهایی از دانشجویان دانشگاه های علامه، پلی تکنیک، چمران اهواز، باهنر شیراز، دانشگاه های مشهد با دوستان ديگري از دانشگاه ها و تشکلهای مختلف تماس گرفته ايم که حمايت شان به ليست اضافه خواهد شد. اعلام حمايت های خود را به بفرستید
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و هفتم دی 1386ساعت 15:22 توسط دانشجویان سوسیالیست د... باهنر شیراز |
|
بتن کاری محل دفن "ابراهیم لطف اللهی"
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و ششم دی 1386ساعت 18:1 توسط دانشجویان سوسیالیست د... باهنر شیراز |
|
|
حمله دولت را پس میزنیم فراخوان به دانشجویان و دانش آموزان ایران
اما این خیالی باطل است. تا زمانیکه انسان ها آزاد نباشند، تا زمانیکه خواست برابری با سرکوب، زندان و شکنجه پاسخ بگیرد. مبارزه برای آزادی و برابری ادامه خواهد داشت. امروز روزی است که هر دانشجو و هر دانش آموز آزاده بیش از هر زمان باید خود را جزئی از دانشجویان و دانش آموزان آزادیخواه و برابری طلب اعلام کند و از خواست آنها حمایت کند. جای هر رفیقی که دستگیر میشود باید با هزار رفیق دیگر پر شود. از شما میخواهیم که هر جا که هستید، در مدرسه و دانشگاه، واحد های محلی دانشجویان، و یا دانش آموزان آزادیخواه و برابری طلب را تشکیل دهید و اعلام موجودیت کنید. اگر در اهداف ما شریک هستید، اگر خود را در جدال با به سیاهی و تباهی کشیدن محیط های آموزشی با ما در یک جبهه میدانید به این صف بپیوندید. با هر عقیده و مرامی که دارید خود را متعلق به دانشجویان و یا دانش آموزان آزادیخواه و برابری طلب اعلام کنید.این نام را بر خود بگذارید. همانطور که در مقابل تعرض برده داران همه بردگان شورشی اعلام کردند که ما اسپارتاکوس هستیم امروز در مقابل تعرض به آزادیخواهی همه آزادیخواهان باید اعلام کنیم که ما آزادیخواه و برابری طلب هستیم. اهداف مشترک ما اینست: ۱ - تلاش برای آزاد کردن رفقای دستگیر شده و تمام زندانیان سیاسی ۲ – تماس و هماهنگی با واحدهای محلی دیگر ٣ - ایجاد یک شبکه و صف متحد و محکم در دفاع از آزادی و برابری و خنثی کردن فضای نظامی و پلیسی در مدارس و دانشگاه ها ۵ – ایجاد کانون ها و کلوب های فرهنگی، فکری، هنری، ورزشی مختلف برای دامن زدن به فضای آزادیخواهی، آزاد اندیشی و برابری طلبی. هرچه سریعتر اعلام موجودیت کنید، موجودیت واحد تان و فعالیت های تان را بمنظور انتقال تجربه و هماهنگی با واحد های دیگر برای سایت آزادی و برابری (http://www.azady-barabary.net) و آدرس azadi.barabari@gmail.com This e-mail address is being protected from spam bots, you need JavaScript enabled to view it بفرستید. این سایت متعلق به همه شماست و نقطه تماس و تبادل نظر همگانی دانشجویان و دانش آموزان آزادیخواه و برابری طلب است. رفقا، دوستان، عزیزان آزادی و برابری، امروز بیش از همیشه به شما نیاز دارد. تنها با گسترش صفوف خود، می توانیم دانشجویان دربند و تحت شکنجه را آزاد کنیم. نباید گذاشت که دانشگاه، این سنگر آزادی به پادگان تبدیل شود. زنده باد آزادی زنده باد برابری زنده باد دانشجویان و دانش آموزان آزادی خواه و برابری طلب دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب دانشگاههای سراسر کشور |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و ششم دی 1386ساعت 17:33 توسط دانشجویان سوسیالیست د... باهنر شیراز |
|
|
موج جدید دستگیری ها : تعداد زیادی از دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب دستگیر شدند نیروهای اطلاعاتی رژیم جمهوری اسلامی دیروز دوشنبه ۲۴ دی ماه تعداد زیادی از فعالین دانشجویان ازادیخواه و برابری طلب را در تهران دستگیر کردند. ظاهرا رفقا سروش دشتستانی، امین قضائی و بیژن صباغ جزو دستگیر شدگان هستند. از سرنوشت رفقای دستگیر شده ما هنوز اطلاعی در دست نیست. نیروهای اطلاعاتی رژیم جمهوری اسلامی فکر میکنند با دستگیریهای وسیع فعالین جنبش دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب میتوانند به این حرکت خاتمه دهند. اما خود دست اندرکاران اطلاعاتی رژیم تاکنون متوجه شده اند که ابعاد جنبش آزادیخواهی و برابری طلبی در دانشگاه و در جامعه عظیم تر از آن است که بتوان آن را با چند دستگیری پایان داد. امروز رزیم خود شاهد است که اگر بخواهد به حرکت دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب پایان دهد باید دهها هزار نفر را در دانشگاههای کشور دستگیر کند و روانه زندان سازد. باید میلیونها مردم کارگر و زحمتکش که دقیقا خواستار آزادی و برابری هستند را روانه زندان کند. ما اطمینان میدهیم که مبارزه دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب با قدرت ادامه مییابد و جای هر دستگیر شده را هزاران آزادیخواه و برابری طلب جدید پر خواهد کرد. اطمینان میدهیم که در مقابل این سرکوبگریها و در دفاع از رفقای زندانی، صف ما پرجمعیت تر خواهد شد. ما همه مردم ایران را به دفاع از رفقای دستگیر شده مان فرامیخوانیم. نباید گذاشت بهترین فرزندان این کشور که خواهان آزادی و برابری و رفاه و آسایش برای همه مردم بودند و برای آن تلاش میکردند، راهی شکنجه گاه های رژیم شوند. رفقای ما باید فورا ازاد شوند. دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب دانشگاههای سراسر کشور ۲۵ دی ۱۳۸۶
........................................................................................................... لیست تکمیلی شماره ۲ به نظر میرسد رفقای زیر از جمله دستگیر شدگان هستند: ۱ - سروش دشتستانی ۲ - امین قضائی ۳ - بیژن صباغ ۴ - آناهیتا حسینی ۵ - مرتضی خدمایلو ۶ - محمد پور عبدالله ۷ - بیتا صمیمی زاد ۸ - بهزاد باقری ۹ - سروش ثابت لیست کاملتر متعاقبا اعلام خواهد شد. دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب دانشگاههای سراسر کشور ۲۶ دی ۱۳۸۶
تصویر تعدادی از رفقایمان که در ۲ روز گذشته بازداشت شده اند
*در عکس فوق الذکر اشتباها سروش ثابت، سروش دشتستانی درج شده است.
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و پنجم دی 1386ساعت 21:11 توسط دانشجویان سوسیالیست د... باهنر شیراز |
|
|
مصاحبه مادر بهروز کریمی زاده با رادیو برابری با گذشت 42 روز از بازداشت بهروز کریمی زاده و افزایش نگرانی خانواده وی از وضعیتش که باعث بروز مشکلات مضاعفی برای آنها شده است، مادر بهروز مصاحبه ای با رادیو برابری انجام داده است...
برادر بهروز کریمی زاده خودکشی کرد
22 دي 1386,ساعت 13:22:05 ماشین آتش نشانی، آمبولانس، پلیس کلانتری 148 ضرباهنگِ خبر دهشتناکی را در اذهان درپی دارد. چهرهی متوحش خانوادهی گرایلو در آستانهی درِ منزل بهروز کریمی زاده ضرباهنگِ دوم است. سپس مینا (همسر روزبه صف شکن) درحال صحبت با بهزاد کریمی زاده (برادر کوچک بهروز) ضرباهنگ سوم. راه پلهها مالامال از جمعیت، مامورین آتش نشانی، نیروی انتظامی، اورژانس و همسایه ها، آخرین ضرباهنگ برای آن که تو را از پای در آرد. صدایِ بلندی از داخل خانه می آید که می گوید: "بی خود نگران نباش به زودی آزاد می شود، شکنجه نمی شود، تو نباید به خودت آسیب برسانی." پس از مدتی درِ منزل باز می شود و چشمانِ بی فروغ مسعود کریمی زاده اولین چیزی است که به چشم می آید درحالی که کشان کشان توسط دو مأمور اورژانس از پلهها عبورداده می شود تا به داخل آمبولانس منتقل شود. بهزاد تعریف می کند که مسعود دیشب خوابِ بهروز را درحال شکنجه شدن دیده. صبح متوحش از خواب برخواسته و در عملی غیر مترقبه همه افرادِ خانواده را غافلگیر کرده: با تعدادی قرص خودکشی کرده. آمبولانس در حال حرکت از جلوی درِ منزل است که مادرِ بهروز با چشمانی خیس از اشک دوان دوان آن را دنبال می کند و به سعید (برادر بزرگترِ بهروز) مدارک مسعود را می دهد. پس از ترک آمبولانس از ما دعوت می کند که برای استراحتِ کوتاهی به منزلشان برویم. با روی گشاده و دستانی لرزان از فشاری که از صبح تا آن لحظه بَر او گذشته مشغول پذیرایی می شود. دوستانه برایمان از آخرین تماسِ بهروز می گوید و دیگر طاقتش تمام می شود و کلمات را مقطّع و توأم با گریه ادا می کند. مادر می گوید: "اول بازجوش باهام صحبت کرد، گفت: حاج خانم می خواستیم ببریم بندازیماش توی جاش، گفتیم قبلش با شما صحبتی بکنه. (هق هق گریهاش آن چنان شدید شد که کلامش قطع شد) آخه چرا این طوری در مورد اون صحبت می کنند؟" بعد هم که گوشی را دادند به بهروز، اون گفت: "مامان تنها نگرانیام تو و بهزاد هستین. مواظبِ خودتون باشین. من کارم تا آخر ماه طول می کشه و بعد از اون تکلیفم روشن می شه. تو نگران نباش." مادر ادامه می داد: "رشته های زندگیمون داره از هم پاره می شه. به همه مون آسیب زدند. ولی نمی ذاریم بیشتر ازاین اونا رو نگه دارن، باید بیاریمشون بیرون. اونا که نمی خوان آزادشون کنند. خودمون می یاریمشون بیرون یا اگرخواستن ما را خفه کنن ما را باید ببرن پیششون اون تو. در هر حال ساکت نمی شینیم." پس از مدتی به اتفاق مادر رهسپار بیمارستان لقمان شدیم تا از احوال مسعود با خبر شویم. خوشبختانه گفتند خطر رفع شده و داروهای لازم بهش داده شده و بستریاش کردند. قرارهای فردا را برای پی گیری ِ کارِ بچه های دربند گذاشتیم و آن جا را ترک کردیم. |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و دوم دی 1386ساعت 17:29 توسط دانشجویان سوسیالیست د... باهنر شیراز |
|
|
نامه خانواده های دانشجویان زندانی به دبیرکل سازمان ملل و کمیساریای عالی حقوق بشر ما از جامعه ای این بیانیه را صادر می کنیم که انسان از ابتدایی ترین حقوق اجتماعی خویش که همانا فکر کردن، نوشتن، سخن گفتن است محروم می باشد و هر کس سخن از حق و عدالت اجتماعی به میان آورد توسط ایادی رژیم ربوده می شود و با انکها و بر چسب های ناچسب و انتشار آن توسط روزنامه های معلوم الحال دولتی بدنام می گردد. |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیستم دی 1386ساعت 0:8 توسط دانشجویان سوسیالیست د... باهنر شیراز |
|
|
نامه سرگشاده به بان کی مون، دبیر کل سازمان ملل متحد آقای دبیر کل ! حتما می دانید که در تابستان 1367 و درست پس از امضا قطعنامه 598 مبنی بر ترک تخاصم ایران و عراق ، تعداد نامعلومی از زندانیان سیاسی در زندان های جمهوری اسلامی در ایران اعدام شدند و همگی در گورستان های جمعی مدفون گردیدند. این پروژه که ادامه کشتار زندانیان سیاسی در سال 60 آغاز شده بود ، یکی از فجیع ترین نسل کشی های صورت گرفته علیه زندانیان سیاسی به ویژه چپ بوده، که با پروژه قتل های زنجیره ای تداوم یافته است. لازم به ذکر است که |